نقد و آنالیز فیلم Mickey 17 (2025)، ساخته بونگ جون، هو
به گزارش تور کانادا، معرفی کارگردان: بونگ جون-هو (Bong Joon Ho)
بونگ جون-هو، فیلم ساز برجسته کره ای، از آن دست کارگردانانی ست که نگاه فلسفی، نقد اجتماعی و داستان گویی منحصر به فرد را در کنار هم به تصویر می کشد. او با فیلم هایی مثل میزبان (The Host)، برف شکن (Snowpiercer) و شاهکارش - انگل (Parasite)- دنیا سینما را متحول کرد.

بونگ در سبک خودش بی پرواست؛ مرز میان ژانرها را از بین می برد و داستان هایی می سازد که هم زمان سرگرم نماینده، ترسناک، تلخ و پرمعنا هستند. او معمولاً با نگاهی انتقادی به مناسبات قدرت، اقتصاد و زیست انسان در دنیای معاصر می پردازد. کارهایش اغلب دنیای اند، اما ریشه در فرهنگ و تاریخ کره دارند. بونگ جون-هو استاد درهم آمیزی لحن هاست؛ می تواند در یک پلان بخنداند، شوکه کند و اشک درآورد. او از معدود فیلم سازان آسیایی است که توانسته با حفظ امضای هنری اش، سینمای جریان اصلی هالیوود را هم تحت تأثیر قرار دهد.
در سال 2019، بونگ با فیلم انگل نخستین کارگردان کره ای شد که نخل طلای جشنواره کن و اسکار برترین فیلم را هم زمان برد. نگاه دقیق و انسانی او به طبقه کارگر و بحران های اجتماعی، تحسین دنیای را برانگیخت. پس از موفقیت Parasite، او پیشنهادهای بسیاری از هالیوود دریافت کرد اما تصمیم گرفت پروژه شخصی و خاص خودش را بسازد: Mickey 17.
فیلم Mickey 17 نخستین تجربه بلند علمی تخیلی او با بازیگران هالیوودی در فضایی فضایی است. بونگ در Mickey 17 از ترکیب سینمای مستقل و بلاک باستر استفاده نموده تا مفاهیم فلسفی و وجودی را در بستری سرگرم نماینده مطرح کند. حضور بازیگرانی مانند رابرت پتینسون و استیون ین نشان از جاه طلبی دنیای پروژه دارد. بدون شک، بونگ یکی از معدود فیلم سازان معاصر است که هر اثرش، خودش یک ژانر مستقل محسوب می شود.
لیست بازیگران
رابرت پتینسون - Robert Pattinson
استیون ین - Steven Yeun
تونی کولت - Toni Collette
مارک رافالو - Mark Ruffalo
نائومی اکی - Naomi Ackie
مایکل مونرو - Michael Monroe
داستان فیلم Mickey 17 - اخطار اسپویل
در آینده ای دور، بشریت در پی یافتن سیاره ای قابل سکونت برای بقاست. در این میان، مأموریت استعمار سیاره ای یخ زده در منظومه ای ناشناخته آغاز می شود. مردی به نام میکی 17، که مصرف شدنی (Expendable) لقب گرفته، به عنوان عضوی از خدمه انتخاب می شود. او انسانی است که می توان بارها او را بازسازی و مجدداً زنده کرد، آن هم با همان خاطرات نسخه قبلی اش. وظیفه اش این است که کارهای بسیار خطرناک را انجام دهد؛ چون اگر کشته شود، نسخه جدیدی از او چاپ و جایگزین می شود. میکی 17 از ابتدا می داند که هیچ ارزشی برایش قائل نیستند، اما هنوز چیزی در وجودش فریاد می زند که من انسانم.
با گذر زمان، میکی آغاز به تجربه حافظه هایی می نماید که انگار از نسخه های قبلی اش به جا مانده اند. او رؤیاهایی می بیند که مرز میان نسخه ها را از هم می پاشد. خاطراتی از مرگ های وحشتناک، حس گم گشتگی و میل به فرار او را فرسوده می نماید. در یکی از مأموریت ها، نسخه هفدهم او آغاز به مقاومت می نماید. او دیگر نمی خواهد صرفاً یک ابزار باشد. این تصمیم، آغاز تقابل میان یک انسانِ مصرفی و سیستمِ بی رحم ماشینی است.
در پشت صحنه، فرمانده مأموریت - زنی سرد و عمل گرا - کوشش می نماید همه چیز را تحت کنترل نگه دارد. او نگران شورش نسخه هاست و می داند که اگر یک مصرف شدنی احساس پیدا کند، نظم کل پروژه در خطر است. هم زمان، دانشمندی از خدمه که دل بسته تفکر مستقل است، سعی می نماید به میکی یاری کند تا حقیقت را درباره خودش بفهمد. این حقیقت، ممکن است کل فلسفه این سفر کیهانی را زیر سؤال ببرد. آیا انسان، حتی اگر نسخه برداری شده باشد، هنوز هم روح دارد؟ آیا حافظه، ضامن هویت است یا فقط یک توهم بیولوژیکی؟
هم زمان با بالا گرفتن بحران ها، نسخه قبلی میکی - که به طرزی نامشخص جان سالم به در برده - بازمی شود. حالا دو میکی در یک مأموریت وجود دارند، هر دو با حافظه هایی مشابه اما تصمیماتی متفاوت. تنش بین آن ها، منجر به پرسش هایی درباره اختیار و اصالت می شود. یکی از آن ها می خواهد بگریزد، دیگری می خواهد حقیقت را افشا کند. وقتی هر دو برای زنده ماندن مبارزه می نمایند، تماشاگر درگیر پرسشی اخلاقی و وجودی می شود. کدامشان حق دارد زنده بماند؟ و اصلاً، آیا حق زندگی، متعلق به بدن است یا به آگاهی؟
در پرده سرانجامی، با طغیان همه جانبه در سیستم، تماشاگر وارد یک کابوس فلسفی می شود. میکی ها نه فقط علیه فرماندهی، که علیه خودِ ایده فناپذیری می جنگند. آن ها پرسشی بزرگ را مطرح می نمایند: اگر می شود ما را بی سرانجام بازسازی کرد، چرا باید مرگ ما بی ارزش باشد؟ فیلم در سرانجام، با یک صحنه غافل گیرنماینده و باز، فکر مخاطب را رها می نماید تا خودش قضاوت کند. آیا زندگی یعنی تکرار، یا درکِ بی همتایی؟ فیلم، بیننده را در تعلیقی معنوی و حسی رها می نماید. همان طور که بونگ جون-هو همواره دوست دارد: بی پاسخ، ولی پر از احساس.
نقد، ویژگی ها، و مفاهیم فیلم Mickey 17
فیلم Mickey 17 اقتباسی ست از رمان Mickey7 نوشته ادوارد اشتون Edward Ashton. با این حال، بونگ جون-هو در اقتباسش، وفاداری صرف را کنار گذاشته و اثری با لحن و دنیا بینی کاملاً شخصی خلق نموده است. فیلم به شدت استعاری ست؛ میکی نماینده انسان معاصر است که در سیستم های بزرگ بی هویت شده و مصرف می شود. نسخه های او استعاره ای ست از تکرارهای پوچ زندگی مدرن، کارهای بی سرانجام، بازتولید، و از دست رفتن معنا.
استفاده از بازیگرانی چون رابرت پتینسون در نقش شخصیتی سردرگم و شنماینده، انتخابی هوشمندانه بوده. فضای فیلم، ترکیبی ست از علمی تخیلی تاریک، طنز تلخ و فلسفه وجودی. جلوه های بصری، از طراحی سیاره یخی تا اتاق های چاپ نسخه های انسانی، فوق العاده خلاقانه و بیگانه اند. موسیقی نیز به خوبی با حال و هوای فیلم هماهنگ است؛ سرد، غیرشخصی، اما پر از تهدیدهای پنهان. از نکات برجسته، تعادل میان تفریح و اندیشه در فیلم است؛ مخاطب هم به لحاظ حسی درگیر می شود، هم فکری. این فیلم، یک تمرین هوشیارانه برای درک انسان در دنیا پساانسانی ست - جایی که مرز میان نسخه و وجود دیگر روشن نیست.
منبع: یک پزشک